تبليغاتX
هیئت حسینی ناحیه نور

هیئت حسینی ناحیه نور

هیئت حسینی ناحیه نور

زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس‌هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه‌ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (س) يكصدا و همسو آن را فرياد مى‌كرد، اهتمام و جديت نسبت به دين بوده است.

مظلوميت با همه بخش‌هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) كه همچو تندبادى بر آن ياس نبى وزيد و منجر به شهادت دردناک و غم آور آن ريحانه رسول گرديد، اما همين مظلوميت‌هاى پيوسته نيز همگى يک جهت را نشان مى‌دهد و آن سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل است.

ولادت حضرت فاطمه (س) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قريش همراه شد. آنان به دليل ازدواج حضرت خديجه (س) با پيامبر اسلام (ص) با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به يارى او بشتابند. بدين شكل زهراى اطهر (س) در فضايى آكنده از مظلوميت متولد شد. اما پيام اين مظلوميت چيزى نبود جز دفاع از دين خدا و حمايت از رسول خدا محمد (ص)، كودكى فاطمه مرضيه (س) با دوره نخست تبليغ دين در مكه توأم گرديد. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده يا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ريخته‌اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (س) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (ص) بود.

آغاز نوجوانى آن حضرت در مدينه با جنگ‌هاى پى درپى عليه مسلمانان همراه شد. عروس خانه اميرالمؤمنين عليه السلام در غياب همسر خود كه سردار بى‌بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين كارهاى خانه و رسيدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى‌كشيد. داستان دستان زهراى مرضيه (س) كه از چرخاندن آسياب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراى شبهاى خانه على عليه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالين مى‌گذاشتند، گوشه‌هايى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.

- ماجراهايى كه پس از رحلت رسول خدا (ص) بر فاطمه مرضيه (س) گذشت و شدت حزن و اندوه آن گرامى در آن دوران به وصف نمى‌آيد.
تعبير خود ايشان در شعر منسوب به حضرتش اين است: «مصيبت‌هايى بر من فروريخت كه اگر به روزها افكنده مى‌شد آنها را به شبهاى تاريک بدل مى‌نمود».

آن بانو به موجب كلام امام صادق عليه السلام، پس از درگذشت پدر، دائماً اشكبار بود و پى در پى از شدت غصه از حال مى‌رفت و جسم مباركش مستمراً تراشيده مى‌شد. اما آن ولى و حجت الهى به همه اين اندوهها جهت الهى داد و همه را براى تقويت دين خدا و تحكيم موقعيت وصى و جانشين رسول خدا (ص) هزينه كرد و در كمال ماتم زدگى، مصائب خود را زمينه نهيب زدن بر مردمانى قرارداد كه غفلت و مصلحت انديشى دنيايى در خطر برگشت به جاهليت قرارشان داده بود.

اين چنين بود كه زهراى اطهر (س) در چهره بزرگترين حامى و پيشواى مظلوم خويش ظاهر شد و سند حقانيت اميرالمؤمنين عليه السلام و مظلوميت آن جناب را با خون خود مهر كرد و ابديت بخشيد.

حضرت فاطمه زهرا (س) در دوران كوتاه رحلت رسول خدا (ص) با شهادت خويش، يكبار به مسجد نبوى پاى گذاشت و خطبه خواند چنان كه عظمت و هيبت كلام فاطمى ستونهاى مسجد و بلكه عرش الهى را به لرزه انداخت.

باشد كه ما به عنوان شيعيان فاطمه زهرا (س) و عزاداران مصائب او اين پيام را دريابيم. به دين خدا اهتمام ورزيم و بكوشيم تا خط ولايت علوى عليه السلام را گم نكنيم.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/18ساعت 20:56  توسط علیرضا-مهدی  | 

سر می‌نهم به پای تو يا صاحب‌الزمان
          جان می‌كنم فدای تو يا صاحب‌الزمان
           تقديم می‌كنم سرو جان را ز فرط شوق 
           گر بشنوم صدای تو يا صاحب‌الزمان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/10ساعت 20:47  توسط علیرضا-مهدی  | 

السلام عليک يا علی بن موسی‌الرضا‌المرتضی، حجتک علی من فوق‌الارض. 

... همراه با کبوتران حرم
خورشيد، در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمين اخترند.

کبوتران بال می‌زنند آسمانی را که چشم هايمان سال‌هاست به آن دوخته شده، صدای بال کبوتران در صدای سنج عزاداران می‌پيچد و خواب مسموم انگورهای پيچيده بر خوشه‌های حادثه آشفته می‌شود، خورشيد، ذره ذره در عطش چشم‌هايش رسوب می‌کند...
+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/09ساعت 12:19  توسط علیرضا-مهدی  | 

مسابقه سراسری حفظ سوره جمعه

از تمامی خواهران وبرادران هیئت حسینی ناحیه نور که سوره جمعه را حفظ هستند تقاضا می شود در تاریخ یکشنبه مطابق ۴/۱۲/۸۷ در حسینیه حاضر و درمسابقه شرکت نمایند. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/01ساعت 11:19  توسط علیرضا-مهدی  | 

جوابیه

دوستان سلام

اقای پوریا پراکنده ومغالطه امیز حرف می زنی

اصلا نمی خواهم از دید گاه شیعه وسنی بحث کنم ولی شما میگید امام به اهل بیتشون فرمودند بیرون نیایید ولی حضرت خدیجه دومین مسلمان بودند که کاملا بی ربط است . ولی انجایی که عرض کردید که ارزش زن زیاد است وچطور امام به خواهر ،همسر ودخترانشان فرمودند تا من زنده ام بیرون نیایید کاملا درست است ول خوب متوجه نشدید ، ایا دریک درگیری کوچک خیابانی شما اجازه دخالت به نوامیس خود را می دهید .به طور قطع جوابتان نه است.

اما اینکه امام اجازه خروج را هنگام نبرد خودشان به اهل خیام ندادند این بود که نوشته اند:

ابا عبدالله در حملات خودشان نقطه ای را در میدان مرکز قرار داده بودند.مخصوصا امام نقطه ای را انتخاب کرد بودند که نزدیک خیام حرم باشد و از خیام خیلی دور نباشد ، به دو منظور . یک منظور اینکه می دانست که اینها چقدر نامرد و غیرانسانند . اینها همین مقدار حمیت ندارند که لااقل بگویند که ما با حسین طرف هستیم، پس متعرض خیمه ها نشویم . می خواست تا جان در بدن دارد ، تا این رگ گردن می جنبد ، کسی متعرض خیام حرمش نشود . حمله می کرد ، از جلو او فرار می کرد، ولی زیاد تعقیب نمی کرد ، بر میگشت مبادا خیام مورد تعرض قرار بگیرد . دیگر اینکه  می خواست تا زنده هست اهل بیت حرمش بدانند که او زنده است . نقطهای را مرکز قرار داده بود که صدای حضرت می رسید. وقتی بر می گشت ، در آن نقطه می ایستاد ، فریاد می کرد : « لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم » . وقتی که این فریاد حسین بلند می شد اهل بیت سکونت خاطری پیدا می کردند ، می گفتند آقا هنوز زنده است. امام به اهل بیت فرموده بود تا من زنده هستم هرگز از خیمه ها بیرون نیایید .  این حرفها را باور نکنید که اینها دم به دم بیرون می دویدند ، ابدا ! دستور آقا بود تا من زنده هستم در خیمه ها باشید ، حرف سستی از دهان شما بیرون نیایید که اجرتان ضایع می شود. مطمئن باشید عاقبت شما خیر است ، نجات پیدا می کنید و خداوند دشمنان شما را عذاب خواهد کرد ، به زودی هم عذاب خواهد کرد . اینها را به آنها فرموده بود .

ولی اگر بپرسید اصلا چرا امام اهل بیت را با خود آورده بود برای این بود که اگر آنها را نمی آورد چه کسی قرار بود نهضت را ادامه دهد امام می دانستند که اهل بیت پس از ایشان اسارت می کشند ولی به فرمان حق تعالی و برای اینکه پیام نهضت به گوش همه برسد لازم و واجب بود باز هم اگر سوال دارید بپرسید ولی سوالها یتان رنگ وبوی مغلطه پیدا نکند .    

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت 13:37  توسط علیرضا-مهدی  | 

افشاي برنامه هاي سازمان سيا در تخريب شيعه

برنامه هاي سازمان سيا در تخريب شيعه كه بخشي از آن اجرا و برخي ديگر در دستور كار اين سازمان است، افشا شد.

متن ذيل، ترجمه بخشي از مقاله دكتر مايكل برانت، معاون سازمان سيا و عضو فعال بخش شيعه شناسي است و در كتابي با عنوان  THEOLOGY A PLAN TO DIVIDE AND DESOLATE"" نيز در آمريكا به چاپ رسيد:

جهان اسلام از قرن ها پيش تحت سلطه دولت هاي غربي بود؛ گرچه در قرن گذشته اكثر كشورهاي اسلامي مستقل شده اند، اما فرهنگ غرب بر سياست، تعليم و فرهنگ آن ها مسلط بوده است؛ به ويژه آن كه نظام سياسي و اقتصادي اين كشورها توسط ما كنترل شده و مي شود. اكثر اين كشورها پس از استقلال، توجهي به فرهنگ و تمدن اصيل خود نكرده اند و با همان فرهنگ و نظام وارداتي غرب، جامعه خود را پيش برده اند.

سال 1978 كه انقلاب اسلامي ايران به وجود آمد و به مخالفت با سياست هاي ما برخاست، ابتدا خيال مي كرديم كه اين حركت نتيجه و انعكاس طبيعي سياست هاي غلط و ناقص و فشار و اختناق شاه ايران بود كه عناصر مذهبي از خستگي و دل زدگي توده مردم بهره  گرفتند و ما مي توانيم پس از بركناري شاه ايران، افراد مورد نظر خود را روي كارآوريم و سياست هاي خود را تداوم دهيم.

پس از گذشت دو سه سال اول، با گروگان گيري، حادثه طبس و رشد روزافزون انقلاب و آثار آن در كشورهاي لبنان عراق، كويت و پاكستان، مقامات بلند پايه سيا بر اين باور شدند كه انقلاب ايران فقط نتيجه و انعكاس طبيعي سياست هاي شاه نبود، بلكه عوامل و حقايق ديگري نيز وجود دارد كه محكم ترين آن ها، يكي جمع بين رهبري سياسي ايران و مرجعيت مذهبي است و ديگري شهادت حسين (ع) نوه پيامبر(ص) اسلام در 1400 سال گذشته كه شيعه از قرن ها پيش با اقامه ي عزا و ذكر مصيبت با غم و اندوه آن را زنده نگه داشته است. همين دو فاز است كه شيعه را از بقيه جوامع، فعال تر و پر جنب و جوش تر ساخته است.

آغاز پروژه با چهل ميليون دلار

در گردهمايي بزرگ مقامات سيا تصويب شد كه براي مطالعه اسلام شيعي و برنامه ريزي و كار روي اين پروژه، شعبه جداگانه و مستقلي تأسيس شود و با بودجه چهل ميليون دلاري كارهاي ذيل را آغاز كند:

1. جمع آوري اطلاعات،

2. اهداف كوتاه مدت: تبليغات عليه شيعه و راه اندازي آشوب هاي بزرگ شيعه و سني و ايجاد اختلاف بين آن ها، تا توجه آن ها به آمريكا و برنامه هايش نباشد.

3. اهداف دراز مدت: در مرحله اول، اعزام محققان و كارشناسان به تمام جهان تا پايان نامه دكتراي خود را حول محورهاي ذيل به پايان برسانند:

الف. كدام مناطق جهان شيعه هستند و با چه جمعيتي؟ حالات و روحيات و آداب معاشرت و عقايد آن ها و اختلاف هايي كه با هم دارند، چيست؟

ب. تضادهاي داخلي شيعيان را چگونه مي توان تحريك كرد؟

ج. اختلاف بين شيعه و سني را چگونه مي توان دامن زد؟

دكتر مايكل برانت مي گويد: پس از نظرسنجي هاي اوليه و جمع آوري اطلاعات به مطالب ذيل دست يافتيم:

مرجعيت شيعه سرچشمه اصلي قدرت شيعه است كه با پافشاري بر اصول و اعتقادات محكم از دين و تفكرات شيعه دفاع مي كند. در طول تاريخ گذشته هيچ گاه با حاكم غير اسلامي بيعت نكرده اند. با فتواي مرجع تقليد وقت ﴿آيةالله شيرازي انگليس نتوانست وارد ايران شود، در عراق صدام با تمام توان و سعي خود نتوانست مركز علمي شيعه و حوزه نجف را با خود همراه كند و مجبور به بستن آن شد؛ در حالي كه مراكز علمي در جهان هميشه با حاكمان وقت همراهي كردند. در قم ﴿مركز ايران مرجعيت، تخت ظلم ستم شاهي را برچيد و با ابرقدرت  آمريكا نبرد كرد. در لبنان نهضت آيةالله صدر ارتش هاي انگليس و فرانسه و اسراييل را مجبور به فرار از لبنان كرد. بعد از به وجود آمدن اسراييل، بزرگ ترين مزاحمت براي ما به شكل و نام حزب الله به وجود آمد و ...

از همين قضايا به اين نتيجه رسيديم كه برخورد مستقيم و رو در رو با شيعه، ضرر زياد و امكان پيروزي كم دارد؛ از اين رو، بايد پشت پرده كار كرد و به جاي اصل قديم انگليسي ها كه <تفرقه بينداز و حكومت كن>، اصل ديگر <تفرقه بينداز و نابود كن> را در پيش گرفت.

مايكل برانت خلاصه اهداف دراز مدت را چنين ذكر مي كند:

بايد افرادي را كه با شيعه اختلاف نظر دارند، عليه شيعه منظم و مستحكم كرد. شايعه كفر شيعه ها را گسترش داد و آن ها را با تبليغات منفي از جوامع جدا كرد. بايد مطالب نفرت انگيز عليه آن ها نوشت و افراد كم سواد و بي سواد را عليه شيعه تقويت نمود. بايد يك جبهه تمام عيار براي مقابله با مرجعيت شيعه ايجاد شود تا به عنوان ستون پنجم، سيماي شيعيان را مسخ كند.

برنامه هاي در دست اقدام

در اين باره دكتر مايكل برانت مي گويد:

در مراسم عزاداري كه مردم به ياد واقعه كربلا جمع مي شوند، يك نفر سخنراني مي كند و واقعه كربلا را بيان مي نمايد. مستمعان گوش مي دهند و پس از آن طبقه جوان سينه زني مي كنند. سخنران و مستمعان براي ما مهم تر هستند؛ زيرا از همين عزاداري ها و مجالس در شيعه ها جوش و خروش و انگيزه بزرگ جنگ با باطل به خاطر حق به وجود مي آيد؛ از اين رو، ما از بودجه ي خود ده ها ميليون دلار براي به دست آوردن سخنران ها و مستمعان اختصاص داديم تا در مرحله اول توسط افرادي از خودشان ﴿كه هم پول پرست و سست عقيده اند و هم خواستار كسب شهرت و صاحب نفوذ و مؤثرند در عزاداري ها عرضه كنيم.

اما كارهايي كه بايد انجام داد:

1. به وجود آوردن، يا سرپرستي مداحان ﴿كساني از آن ها كه به عقايد شيعه معرفت ندارند.

2. اضافه كردن سنت هاي نادرست و بدعت در عزاداري و ترويج رسم هايي كه با عقايد شيعه منافات دارد.

3. مطرح شدن سيماي عزاداري در جامعه؛ به گونه اي كه شيعه يك گروه جاهل و توهم پرست معرفي شود كه عزاداري آن ها در محرّم موجب مزاحمت و اذيت مردم مي شود.

4. كمك مالي به افرادي كه بتوانند با نوشته ها و آثار خود، عقايد و مراكز شيعه را هدف قرار دهند، بنيان هاي شيعه را منهدم كنند و اعتقادات شيعيان را ساخته و پرداخته مراجع و علماي شيعه قلمداد كنند. براي تشريح و اجراي اين گونه برنامه ها بايد پول هاي هنگفت خرج شود و مداحان به خوبي تشويق شوند تا شيعه كه مذهبي با منطق قوي است، تبديل به يك مذهب و تفكر درويشي محض شود و از درون پوك و توخالي گردد. اين كارها در بين مردم نفرت به وجود مي آورد و تفرقه و چند دستگي گسترش مي يابد.

5 . مطالب تحقيقي عليه مرجعيت جمع آوري شود؛ آن گاه اين مطالب ساختگي كه توسط نويسندگان پول پرست و به ظاهر بي نام نوشته شده، با صرف هزينه هاي فراوان، چاپ و نشر و بين مداحان و عوام شيعه توزيع شود. با اين حركت، تا سال 2010 ميلادي، بحث مرجعيت به عنوان محور شيعه برچيده مي شود؛ همان جمعيتي كه تا به امروز مانع اصلي راه دولت مردان ما بوده است، به دست خود شيعيان نابود مي گردد.

مايكل برانت در پايان مقاله مي نويسد: از اين برنامه ها، بعضي اجرا شده و بعضي ديگر در حال پياده شدن است و برخي از آن ها در آينده اجرا خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/24ساعت 19:23  توسط علیرضا-مهدی  | 

مبارزه با خرفات2

نه دیگه نشد اگه میخواین اینجوری کشش بدین ادامه نمیدم گفتم اینها تحاریف عاشوراست مردونه ، به امام حسین ، حرام اگه بدونید روضه دروغه اعتراض نکنید، نظرتون رو با ادرس ایمیل یا شماره تماس بگذارید. دوباره به همدیگه توهین نکنید تو بگی چاییدی اون یکی بگه دهنت تعمیرگاه لازم شد؟  دوست دارم دلیورمطلب را مثل ارسال شد پیامک گوشیتون ببینم. خون حسین شوخی نیست اگه پست طنز خواستید بگید.

دو نمونه دیگه از تحریفهای لفظی عاشورا را بیان میکنم که خیلی هم مهم هستند.

1-یکی از تحاریف مشهور واقعه عاشورا این است که میگویند امام می خواسته اند دخترشان را به عقد قاسم بن الحسن (ع ) در بیاورند.

چرا چون میگویند امام فرموده اند آرزو دارم دامادی قاسم را ببینم ،استغفرالله ،بنابراین قصه قاسم نوداماد مشهور شده است که این قضیه در هیچ کتابی معتبر تاریخی روایت نشده است.

عالم جلیل القدر مرحوم حاج میرزا حسین نوری در لولو و مرجانشان آوردند:اول کسی که این مطلب را در کتابی نوشته ، ملا حسین کاشفی بوده در کتابی به نام « روضه الشهدا » واصل قضیه دروغ وصد در صد دروغ است. سبحان الله!

2- میگویند ابا عبدالله فرمود کیست برای من اسب بیاورد ،اعوان وانصاری نداشت، زينب رفت اسب ابا عبدالله را آورد .

آخر تا به حال شنیده اید ائمه از کسی بخواهند کارهایشان را انجام دهند . در ثانی امام اجازه نداده بود تازه زمان حیاتشان کسی از اهل حرم از خیام بیرون بیاییند .

اگه نظر سازنده بدید من هم قضیه شعر تبالک یا کربلا ی شلنگی را برایتان میگم.

یا حق
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/24ساعت 19:22  توسط علیرضا-مهدی  | 

مبارزه با خرافات 1

بس که ببستند بر او برگ و ساز    گر تو ببینی نشناسیش باز

امروز دو نمونه از تحاریف لفظی واقعه کربلا را از کتاب نهضت حسینی استاد مطهری ذکر می کنم که بسیار هم مشهورند در این ایام می چسبد چسبناک ، بخوان .

1- یکی از معروفترین قضایا که حتی یک تاریخ به آن گواهی نمی دهد ، قصه لیلا مادر حضرت علی اکبر است . البته ایشان مادری به نام لیلا داشته اند، ولی یک مورخ نگفته است لیلا در کربلا بوده است . اما چقدر ما روضه لیلا و علي اکبر خواندیم ، روضه آمدن لیلا به بالین علی اکبر! چقدر در مجالس بزرگ شنیده شده علی اکبر به میدان رفت ، امام به لیلا فرمود از جدم شنیدم دعای  مادر در حق فرزند مستجاب است برو در فلان خیمه خلوت ، موهایت را پریشان کن و در حق فرزندت دعا کن ، بلكه خداوند این فرزند  را سالم به ما برگرداند !

اصلا لیلای در کربلا نبوده . بعلاوه این منطق حسین نیست . منطق حین در عاشورا منطق جانبازی است . درباره علی اکبر تمام مورخین نوشته اند که  درباره هر کس که آمد اجازه خواست ، اگر به نحوی می شد امام عذری برایش ذکر می کرد الا برای علی اکبر که تا اجازه خواست، امام فرمود:

برو .

حالا چه شعرهایی خوانده می شود :

خیز ای بابا از این صحرا رویم            نک به سوی خیمه لیلا رویم

2 – اربعين می رسد ، همه مردم این روضه را گوش می کنند که اسرا از شام که بر می گشتند ، آمدند به کربلا و در آنجا با جابر ملاقات کردند ، امام زین العابدین با جابر ملاقات کرد ، در صورتی که این مطلب جز در کتاب لهوف( ص254 ) که آن هم خود سید ابن طاووس در کتابهای دیگرش آن را تکذیب کرده و لااقل تایید نکرده است ، در هیچ کتابی نیست و هیچ دلیل عقلی هم قبول نمی کند ولی مگر می شود این روضه را از مردم گرفت . در اربعین تنها موضوع زیارت امام حسین مطرح است چون اولین زائرش جابر بوده است و در اين روز زیارت امام حسین سنت شده است . اربعین جز موضوع زیارت امام حسین هیچ چیز دیگری ندارد ، موضوع تجدید عزای اهل بیت نیست ، موضوع آمدن اهل بیت به کربلا نیست ، اصلا راه شام از کربلا نیست ، راه شام به مدینه از خود شام جدا می شود .

حالا مرد می خوام روز اربعین بلند شه بگه اسرا روز اربعین نیامدند به کربلا هر کسی که پایه است نظرش رو با اسم واقعی و ایمیلش یا شماره تماسش بزاره !    

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت 23:37  توسط علیرضا-مهدی  | 

مبارزه با خرفات

 

به مناسبت پير وزي

او شاگرد مستقیم امام خمینی (ره ) بود. این را همه می دانند و شاید از همین جاست که همه او را از اصلی تر ين تئوریسین های انقلاب می دانند . او حتی قیام 15 خرداد را ساماندهی کرد . نزديكتر که بیاییم او یکی از بنیانگذاران حسینیه ارشاد هم بود . و از اولین روحانیونی که برای حمایت از آوارگان فلسطینی حرکت کرد ، نه فقط سخنرانی و شور پراکنی . همه اینها را حتی اگر فقط تلویزیون را دیده باشی درباره اش می دانی . او را یکی از دو تئوریسین برتر جهان تشیع از صد سال پیش تا کنون می دانند.

مرتضی مطهری از پیشگامان جدا کردن باورهای شیعی از خرافات بود .

زیباترین اثری که این ادعا را ثابت میکند ، کتاب حماسه حسینی ، جلد 2 ، بخش تحریفات عاشوراست . شهید مطهری ، با صراحت از داستانهایی به عنوان دروغ ، جعلی و بدون سند ، در ماجرای عاشورا اسم می برد که نه تنها آن وقت ها که هنوز هم دستمایه اشک گرفتن روضه خوانهاست.

به آدرس دقیقی که گفتم مراجعه کنید تا شگفت زده شوید. و ببينيد حتی تلویزیون روزهای محرم علیرغم پخش قسمت های زیادی از سخنرانی های شهید مطهری همان روضه هایی را پخش میکند که او درست بودنش را  با قدرت تکذیب کرده . در این باره بیشتر مینویسم چون در هیئت ما از این دست روضه ها زیاد خوانده می شود با لاخص در اربعین .( با تشكر از نشریه چلچراغ )

خدایش بیامرزد

 

 

       

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/22ساعت 20:59  توسط علیرضا-مهدی  | 

موضوع انشا:

سینه زنی بهتر است یا سخنرانی؟

آهوی قلم را بر صحرای کاغذ ول می دهم و انشاي خود را با موضوع سینه زنی بهتر است یا سخنرانی ؟ را به زیور نگارش در می آورم تا چشم همه بدخواهان آقای جوادی معلم انشای انیشتین ما سرور تمام دانشمندان  درآید و یک بار برای همیشه تکلیف این بحث قدیمی روشن شود.

اصولا وقتی ما به مراسم عزاداری تشریف میبریم می فهمیم این سوال از پایه غلط است چون باید میپرسیدند عزاداری مهمتر است یا پذیرایی . اما در مورد سوال قبلی اینکه ما متوجهیم که سینه زنی امری مهم است  ولی هرسال مداحانی را دعوت می کنیم که فقط اوازه شان گوش فلک را دچار مشکلات شنوایی کرده و از ابیاتی استفاده می کنند که فقط خودشان و افصح المتکلمین متوجه معنایش می شوندهمچنین اينقدر این اشعار را با ملایمت زمزمه می کنند که همه دوستان  را دچار رخوت می کند می کند فقط نمی دانم چرا بعضی از این عزیزان به جای گریه  ریز ریز و نخودي می خندند البته در اینجا به من تذکر دادند این دوستان برای این می خندند چون دارند شماره آن عزیزانی را که دچار رخوت شده اند می گیرند تا از خواب بیدارشان کنند و به ایشان ساعت قصه شب رامتذکر شوند واما مداحان هیئت خودمان کمی بهترند ولی نمی دانم چراوقتی آدم اشعار آنها را می شنود دلش می خواهد بر روح مرحوم وحشی بافق درود بفرستد در ضمن ادم یاد ضبط صوتهای عهد پارینه سنگ که فقط یک نوار کاست داشت می افتد تازه اگر سینه زنان زیادی حضور داشته باشند به حضور بعضی دیگر از سینه زنان نیازی نیست چون دسته دوم مانند زندانیان زاویرا فقط نقش سیاهی لشگر را بازی می کنندو هميشه هم دردسر درست می کنند(من در این گروه طبقه بندی می شوم ولی شدیدا تکذیب میکنم ) از شلنگی (در این سبک ادمها به شکل شلنگی متحدالمرکز گریبان شلوار همدیگر را می گیرند و ادم را برای شب بعد شلوار جين لازم می کنند) فقط همین را بگویم که به درد پر کردن وقت ودادن غذای بانوان می خورد چونکه اگر غذای خانمها را داده باشند دیگر حتی به فکر شلنگی هم نمی افتند اما سخنرانی چیز دیگری است برای همین ما همیشه چند سخنرانی داریم و اگر لازم شد سینه زنی را هم حذف می کنیم تا به محتوی بیافزاییم.  

اما در مورد پذیرایی با اجازه استادمان دکتر جوادی چند جمله ای مینویسم پذیرایی مهمترین رکن است طوری که باید یک بار هنگام ورود یکبار قبل از سخنرانی یکبار قبل از مداحی یکبار قبل از شلنگی یک بار قبل از شام یک بار قبل از خواب صورت گیرد در مورد شام هم همین را بگویم که دوستان عزیز هنوز شام را میل نکرده تقاضای ته دیگ (که جانم فدایش باد) می کنند حال هرچه بگوییم هنوز به بقیه غذا نداده ایم هیچ ته دیگ برای سلامتی تان خوب نیست افراد سر پا را مورد لطف خود قرار داده که همین مزخرفات رو گفتی که شدی شبیه استخوانی که با یک لایه پوست تزیینش کردن .این عادت اینقدر در عزیزان نهادینه شده که در شبهایی که ابگوشت هم می دهند تقاضای ته دیگ می نمایند که من در اینجا از تک تک اشپزانی که در ابگوشتشان ته دیگ بار نمیگذارند کمال تشکر را دارم .

در پایان این انشاکه آهوی من یر روی صحرا کاغذ یورتمه می رود و به هن هن افتاده   نتیجه گیری می کنیم که:

1- مدرک دکترای استادمان اقای جوادی را به ایشان تبریک گفته ولی به ایشان می گویم که زیاد به این کاغذ پاره ها اهميت ندهند .

2- ازدوستان گرامی تقاضای عاجل دارم که قبل از امدن به هیئت شربت اشتها سر نکشند

3- از مسولین هیئت مان می خواهم در راستای اهداف دولت الکترونیک مراسم را به صورت ویدئو کنفرانس برگذار کرده و غذاها  راهم به وسیله پیک ارسال دارند تا هم از رفت و آمد غیر ضرور کاسته شود وهم مردم به کارهایشان برسند .

4- سینه زنی مهم است البته اگر وقت پذیرایی و سخنرانی را نگیرد .

در اخر از صاحب آهوی قلم تشكر می کنم وبدانید که هر چه خواندید سر کاری بود و ما بهترین هیئت را از لحاظ مراسم عزاداری داریم.    

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/13ساعت 14:56  توسط علیرضا-مهدی  |